السيد محمد حسين الطهراني
26
ولايت فقيه در حكومت اسلام (فارسى)
مشتقّات آنها كه در معانى مختلفه استعمال مىشوند ، بنحو اشتراك لفظى است ؛ نه ، چنين نيست . بلكه بنحو اشتراك معنوىّ و استعمال لفظ در همان معنىِ واحد است كه بواسطهء قرينهء مقاميّه و يا مقاليّه ، يك نوع خصوصيّت قُرب و نزديكى از آن معنىِ عامّ در نظر گرفته شده ؛ و اين گونه استعمال در همهء موارد استعمال حقيقت است . و روى اين گفتار هر جا كه لفظ وَلَايَت يا وَلِىّ يا مَوْلَى و غير آنها را يافتيم ، و قرينهاى بخصوص نبود كه دلالت بر خصوص يكى از مصاديق آن كند ، بايد همان معنى كلّى را بدون هيچ قيدى در نظر بگيريم و آن را مُراد و معنى لفظ بدانيم . مثلًا اگر گفته شد : وَلايت از آنِ خداست ، بايد گفت : مراد ، مَعِيَّت خداوند با همهء موجودات است . و اگر گفته شد : فلان كس به مقام ولايت رسيده است ، بايد گفت : مراد آن است كه : در مراحل سير و سلوك و عرفان و شهود إلهىّ ، به مرحلهاى رسيده است كه هيچيك از حُجُب نفسانيّه بين او و حضرت حقّ وجود ندارد ، و تمام شوائب فرعونيّت و ربوبيّت در وجود او مُضْمَحِلّ گرديده ، و به مقام عبوديّت مطلقه ، و بندگى مَحضهء حضرت حق - جلَّ و عَلَا - نائل گرديده است . بارى از اين بيانى كه نموديم معلوم مىشود كه : هر جا كه وَلَايَت يا وَلىّ استعمال مىشود ، يك نوع جنبهء اتّحاد و وحدتى بين دو چيز وجود دارد كه بر آن أصل ، اين لفظ را مىآورند و استعمال ميكنند . مثلًا نسبتى كه بين مالك و مملوك است و آن نسبت ، آن دو را به هم دوخته و پيوند زده است ، باعث مىشود كه به هر يك از آنها وَلِىّگويند . و نسبتى كه بين آقا و غلام اوست ، اينچنين است ؛ و نسبتى كه بين مُنْعِمْو مُنْعَمٌ عَلَيْه ( نعمت دهنده و نعمت داده شده ) موجود است هر دو را در تحت عنوان خاصّى قرار داده است ، لذا به هر يك از آن دو وَلِىّگويند ؛ و نسبتى كه بين مُعْتِق و مُعْتَق ( آقاى آزاد كننده و بندهءآزاد شده ) موجود است اين عنوان را در پى دارد ؛ نسبتى كه بين دو نفر حَليف